شیعیان کیستند؟

شیعیان کیستند؟
نويسندگان
آخرين مطالب
لینک دوستان

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان شیعیان کیستند؟ و آدرس labbaikyamahdi.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





طراح قالب
ثامن تـــم
امکانات وب

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 39
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 41
بازدید ماه : 40
بازدید کل : 63878
تعداد مطالب : 80
تعداد نظرات : 14
تعداد آنلاین : 2

در قرآن مجید هم برای تمدن، الفاظی با ریشة «م – د – ن» و یا «ح – ض – ر» مانند «مدینه»، «مدائن» و «حاضرة» وجود دارد و نیز چند کلمة قرآنی «امت»، «قریه» و «قرن» نیز هست که با این واژه ارتباط نزدیکی دارند. «قرن» به معنای قومی که در یک زمان زندگی می‏کنند و قرین و همراه هم هستند معنا شده است و «قریه» اسم موضعی است که مردم در آن‌جا جمع می‏شوند و نیز برای جمع مردم نیز در قرآن آمده است. لفظ قریه (و جمع آن قُری) و قرن در اغلب آیات در موارد ذم به کار رفته و هلاکت و عذاب اهل مکان یا دیاری را نتیجة ظلم یا کفر یا فسق آنها دانسته است.

اما تعاریفی که از تمدن در دوران معاصر شده است، دامنه وسیعی را دربر می‏گیرد. هنری لوکاس معتقد است پاسخ به چیستی تمدن دشوار است و راه به مسائل فلسفی می‏برد. پدیده‏های درهم تنیده تمدن، هم مسائل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و هم گسترش و کمال هنر، ادبیات، تفریحات، علم، اختراع‌ها، فلسفه و دین را دربر می‏گیرد. (نک: لوکاس، بی‌تا: ۱۶و۷) ویل دورانت نویسنده تاریخ تمدن بهترین تعاریف تفصیلی از تمدن را مطرح کرده است. وی تمدن را به صورت کلی، عبارت از نظم اجتماعی می‌داند که در نتیجة وجود آن، خلاقیت فرهنگی امکان‏پذیر می‏شود و جریان پیدا می‏کند. (دورانت، ۱۳۶۵: ۳)

تمدن، نظامی است اجتماعی که آفرینش فرهنگی را شتاب می‏بخشد و عرف، اخلاق و قانون آن را نگاه می‌دارد و نیز نظامی است اقتصادی که با مداومت تولید و مبادله برقرار می‏ماند. تمدن آفرینش فرهنگ است؛ زیرا برای نوآوری و اظهار و آزمون و برخورداری از اندیشه‏ها، زمینه و آزادی لازم را تسهیل و فراهم می‏کند. تمدن رشته‏ای است پیچ در پیچ و زودگسل از روابط انسان‌ها که دشوار به دست می‏آید و آسان تباه می‏شود. ۳٫ خاستگاه دینی فرهنگ و تقدم و ارجحیت آن بر تمدن

سخن دربارة وجوه تشابه و تمایز فرهنگ و تمدن، بسیار گفته‏اند. در گذشته بسیاری از جامعه‏شناسان واژه‏های فرهنگ و تمدن را برای تمایز اقوام وحشی و ابتدایی با اقوام فرهیخته به ‏کار می‏بردند، اما بعدها نیز این دو واژة کاربردی را متفاوت با هم می‌انگاشتند. برای نمونه اشپنگلر، فیلسوف آلمانی، به تفارق و تعامل تمدن و فرهنگ اشاره می‏کند و فرهنگ را مجموعه‏ای کیفی‏تر و در حکم امکانات حیات جامعه می‏داند و تمدن را به مثابة صورت خارجی و کمّی این مجموعه کیفی به شمار می‏آورد.

به نظر «آلفرد وبر» تمدن قبل از هر چیز دیگر معرفت علمی و فنی تسلطی است که به کمک این دو بر منابع طبیعی به وجود می‏آید و منظور او از فرهنگ، فرآورده‏های هنری، مذهبی، فلسفی و سایر محصولات مشابه یک جامعه است. این تمیزگذاری با تمیزگذاری رایج میان فرهنگ مادی و فرهنگ غیرمادی در نوشته‏های انسان‏شناسی و استان‏شناسی، همانندی فراوان دارد.

باتامور نیز در این حوزه سخن رانده است. (نک: باتامور، ۱۳۷۰: ۱۳۵ و ۱۳۴) البته بحث وی در مورد تمایز تمدن و فرهنگ تا حدی دچار ابهام است؛ زیرا از یک سوی او بر طرز تلقی «آلفرد وبر» از رابطة این دو به مثابة «فرهنگ مادی (تمدن) و فرهنگ غیرمادی (فرهنگ)» تأکید ورزیده و آن دو را دو عنصر کلیت فرهنگی به شمار آورده است و در جای دیگر، تمدن را همانند یک مجموعه فرهنگی دربر گیرندة فرهنگ مادی و غیرمادی توصیف کرده است. از سوی دیگر دقیقاً مشخص نیست که از دید باتامور، از تمدن و فرهنگ کدام‌یک وظیفة انتقال علوم و معارف بشری را بر عهده داشته و کدام‌یک ایستاتر هستند؟

برخی از جامعه‏شناسان و انسان‏شناسان غربی رابطة بین تمدن و فرهنگ و جامعه را به‏طور کلی در مفهوم «ساخت» بازتاب داده‌اند؛ زیرا ساخت، شامل همة آثار فرهنگی و تمدن‌های کاملی است که همانند یک ملاط، ساخت جامعه را فراهم می‏آورد. (نک: توسلی، ۱۳۷۱: ۱۴۷ و ۱۴۶) به نظر می‏رسد که در بحث ساخت‏گرایان، چندان تمایزی میان تمدن و فرهنگ نهاده نشده و هر دو، عنصر و ملاط اصلی ساخت‌های اجتماعی جوامع به شمار می‌روند.

از سویی ممکن است گفته شود تفاوت و تمایز معنایی در میان دو واژة تمدن و فرهنگ دوروی یک سکه بوده و رابطة میان آنها چیزی به مانند رابطة جسم و جان در انسان، یعنی رابطة اعمال و حرکات و تظاهرات جسمانی و حالات و تجلیات فکری، ذوقی و عاطفی است. رابطة میان آنها متقابل و متعامل است و هریک تحول و تطور دیگری را موجب ‌می‌گردد و هر دو در هم ‏مؤثر و لازم ‏و ملزوم ‏یک‌دیگرند. (نامۀ فرهنگ، ۱۳۷۲: ۳-۱۱)

بدین ترتیب و به اختصار می‏توان در بازشناسی تمدن و فرهنگ، تمایز آنها را به مثابة فرهنگ مادی و معنوی پذیرفت. تمدن، مظاهر مادی پیش‌رفت همانند ترقی، تکنولوژی و صنعت را دربر می‏گیرد و فرهنگ شامل جلوه‏ها و آثار و مظاهر معنوی، همانند دین، هنر، فلسفه، اخلاق و می‏شود.

تمیزگذاری در نگاه راه‌بردی از این جهت اهمیت دارد که امروزه افول و عقب‏افتادگی جهان اسلامی عموماً در حوزة تمدن اسلامی است، نه فرهنگ اسلامی. در حال حاضر فرهنگ اسلامی از همة فرهنگ‌ها برتر است و این همان معنای «حدیث اعتلا» از پیامبر(ص) است که «اسلام برتری می‏گیرد و چیزی بر آن علوّ و برتری نمی‏یابد». این برتری به دلیل شامخیت مقام فرهنگ اسلامی است، در حالی که تمدن و پیش‌رفت آن از یک‌سو به کوشش و تلاش خود افراد جوامع بستگی دارد و از سوی دیگر به اوضاع و احوال و حوادث دوران‌ مربوط می‏شود.

در نتیجه فرهنگ اسلامی از تمدن اسلامی تمایزپذیر نیست؛ چون دین و وحی الهی، اساس مشترک آنها به شمار می‌رود و به تعبیری فرهنگ آنها همان دین است. از این‏رو دین در تمدن دینی، فقط یک عامل از عوامل تشکیل‏دهندة فرهنگ نیست، بلکه واقعیت دین‏داری، سراسر فرهنگ را تشکیل می‏دهد و هر چیزی از وحی الهی سرچشمه می‏گیرد.

در حقیقت، دین‏باوری و خدامداری (و نه انسان‏مداری) و ضرورت اتصال به عالم ربوبی، رکن اصلی تمدن و فرهنگ اسلامی و شرط اساسی تجدید اعتلای آن در دورة قبل و بعد از ظهور است، همان‌گونه که علت اصلی بحران و افول تدریجی تمدن غرب در نهادن انسان به جای خدا و فردیت‏پرستی است.

فرید وجدی با تأکید بر بنیادین بودن نقش دین و معنویت یا همان فرهنگ معنوی برای تأسیس تمدن، در کتاب دین در عصر دانش می‌نویسد:تمدن با هر سرزمینی سازگار و با هر نژادی قابل دوام است، ولی در سرزمینی که ارکان تمدن یک‌نواخت و هم‌آهنگ باشد، یعنی نیروی مادی و معنوی، قوای جسمی و روحی به طور مساوی تکامل پیدا کند و در راه آن کوشیده شود، تمدن می‏تواند در راه ترقی گام بردارد.

این نکته را هم نمی‏توان نادیده گرفت که هرگاه رشد صنعتی هم‌دوش رشد اخلاقی نباشد، اجتماع به سوی توحش اخلاقی ره‌سپار می‏گردد و ارکان چنین تمدنی که فقط تمدن صنعتی آن تکامل یافته است به سوی تزلزل و نابودی است. (زمانی، ۱۳۴۸: ۳۲)

منابع

۱٫ ابن‌منظور، لسـان العرب، بیـروت، دار احیاء التراث العربى، ج۹، ۱۴۰۸ق.
۲٫ اخوان کاظمی، بهرام، علل ناکارآمدی احزاب سیاسی در ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۸ش.
۳٫ اخوان کاظمی، بهرام، نقد و ارزیابی گفتمان‌های سیاسی و اجتماعی مطرح در ایران (از دوم خرداد ۱۳۷۶ تا ۲۲ خرداد ۱۳۸۸)، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۹ش.
۴٫ اخوان کاظمی، بهرام، «راه‌بردهای اعتلای تمدن و فرهنگ اسلامی و تضمین امنیت فرهنگی»، فصل‌نامة مطالعات راه‌بردی، شمارة سوم، بهار ۱۳۷۸ش.
۵٫ اخوان کاظمی، بهرام، «بالندگی و اعتلای مجدد تمدن اسلامی در عصر نظام جمهوری اسلامی ایران»، تهران، واحد پژوهش معاونت سیاسی صدا و سیمای ج. ا. ا، ش۷۹۶، مرداد ۱۳۷۶ش.
۶٫ التمیمی الآمدی، عبدالواحد، شرح غررالحکم و دررالکلم، بیروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۷ق.
۷٫ الکفعمی، ابراهیم بن علی، مصباح الکفعمی، قم، منشورات اسماعیلیان، [بی‌تا].
۸٫ باتامور، تی‏بی، جامعه‏شناسی، ترجمه: سیدحسن منصور، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۰ش.
۹٫ بختی، کامران، فرهنگ انگلیسی ـ فارسی، مترادف و متضاد، تهران، نشر کلمه، ج۱، ۱۳۷۱ش.
۱۰٫ بشیریه، حسین، نظریه‌های فرهنگ در قرن بیستم، تهران، مؤسسة فرهنگی آینده پویان، ۱۳۷۹ش.
۱۱٫ پایگاه اینترنتی مجلس شورای اسلامی. (www.majles.ir)
12. پایگاه خبری ـ تحلیلی تابناک. (http://www.tabnak.ir)
13. پایگاه خبری، تحلیلی فردا. (http://ww.fardanews.com)
14. پورسیدآقایی، مسعود و دیگران، تاریخ عصر غیبت، قم، انتشارات حضور، چاپ دوم، ۱۳۸۳ش.
۱۵٫ پهلوان، چنگیز، فرهنگ‌شناسی (گفتارهایی در زمینه فرهنگ و تمدن)، تهران، نشر قطره، چاپ دوم، ۱۳۸۲٫
۱۶٫ تولی، غلام‌عباس، نظریه‏های جامعه‏شناسی، تهران، انتشارات سمت، چاپ سوم، ۱۳۷۱ش.
۱۷٫ جبور، عبدالنور؛ ادریس، سهیل؛ المنهل (قاموس فرنسی عربی)، بیروت، دارالعلم للملایین، دارالاداب، چاپ هفتم، ۱۹۸۶م.
۱۸٫ حر عاملی، محمد بن حسن، اثبات الهداة، قم، مطبعة العلمیة، بی‌تا.
۱۹٫ خامنه‌ای، سیدعلی، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، ۴/۶/۱۳۸۶٫ (www.Leader.ir)
20. خمینی، روح‏الله، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ۱۳۷۱ش.
۲۱٫ خمینی، روح‏الله، وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ش.
۲۲٫ خمینی، روح الله، در جست‌وجوی راه از کلام امام، دفتر ششم: رهبری انقلاب اسلامی، تهران، امیرکبیر، چاپ دوم، ۱۳۶۶ش.
۲۳٫ دشتی، محمد، نهج‌البلاغه، قم، انتشارات حضور، ۱۳۸۱ش.
۲۴٫ دورانت، ویل، درآمدی بر تاریخ تمدن، ترجمه: احمد بطحایی، تهران، سازمان انتشارات انقلاب اسلامی، ج۱، ۱۳۶۵ش.
۲۵٫ دهخدا، علی‏اکبر، لغت‏نامه دهخدا، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ج۱ (از دوره جدید)، ۱۳۷۳ش.
۲۶٫ راغب صفهانى، معجم مفردات الفاط القرآن، بیروت، دارالفکر، ۱۳۹۲ق.
۲۷٫ زمانی، مصطفی، اسلام و تمدن جدید، تهران، کتاب‌خانة صدر، ۱۳۴۸ش.
۲۸٫ سریع القلم، محمود «مبانی عشیره‌ای فرهنگ سیاسی ایران»، اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی، شماره‌های ۱۳۵-۱۳۶ آذر و دی ۱۳۷۷، ص۳۳-۴۴؛ شماره ۱۳۷-۱۳۸، بهمن و اسفند ۱۳۷۷، ص۸۶ -۱۰۰؛ شماره۱۳۹-۱۴۰ فروردین و اردیبهشت ۱۳۷۸، ص۵۸-۷۶٫
۲۹٫ شجاعیان، محمد، انقلاب اسلامی و رهیافت فرهنگی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،۱۳۸۲ش.
۳۰٫ شریف تستری، نورالله بن سید، احقاق الحق و ازهاق الباطل، قم، کتاب‌خانه آیت‌الله مرعشی، چاپ اول، ۱۴۱۱ق.
۳۱٫ صافی گلپایگانی، لطف الله، منتخب الاثر، قم، مکتب داوری، بی‌تا.
۳۲٫ صالحی، سیدرضا، «راست‌گویی ایرانیان به زیر ۴۰ درصد رسیده است»، هفته‌نامة سلامت، ش۱۹۱، ۲۷ مهر ۱۳۸۷٫
۳۳٫ طبسی، نجم الدین، نشانه‌هایی از دولت موعود، قم، بوستان کتاب، چاپ سوم،۱۳۸۶ش.
۳۴٫ «فرهنگ و تمدن اسلامی»، (مصاحبه با اساتید: مصطفی محقق داماد، غلام‌رضا اعوانی، فتح‌الله مجتبایی، جلال‏الدین مجتبوی)، نامه فرهنگ، ش۴، زمستان ۱۳۷۲ش.
۳۵٫ فوراستیه، ژان، تمدن سال ۲۰۰۱، ترجمه: خسرو رضایی، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۸ش.
۳۶٫ فیض‌الاسلام، سید علی‌نقی، نهج البلاغه، بی‌جا، بی‌نا.
۳۷٫ قزوینی، سید محمدکاظم، امام مهدی از ولادت تا ظهور، ترجمه و تحقیق: علی کرمی و سیدمحمد حسینی، قم، نشر الهادی، [بی‌تا].
۳۸٫ کوئن، بروس، درآمدی به جامعه‌شناسی، ترجمه: محسن ثلاثی، تهران، انتشارات فرهنگ معاصر، ۱۳۷۰ش.
۳۹٫ کورانی، علی، عصر ظهور، ترجمه: مهدی حقی، تهران، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، چاپ هشتم، ۱۳۸۶ش.
۴۰٫ کیهان، ش۱۵۸۹۸، ۱۷/۱/۱۳۷۶٫
۴۱٫ گنون، رنه، بحران دنیای متجدد، ترجمه: ضیاءالدین دهشیری، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۲ش.
۴۲٫ گیدنز، آنتونی، جامعه‌شناسی، ترجمه: منوچهر صبوری، تهران، نشر نی، ۱۳۷۳ش.
۴۳٫ لوکاس، هنری، تاریخ تمدن، ترجمه: عبدالحسین آذرنگ، تهران، ج۱، توس، بی‏تا.
۴۴٫ مجلسی محمدباقر، بحارالأنوار، قم، انتشارات دارالکتب الاسلامیة، [بی‌تا].
۴۵٫ مزلو، آبراهام‌ هرولد، مذاهب، ارزش‌ها و تجربه‌های والا، ترجمه: علی‌اکبر شاملو، تهران، انتشارات آگه، ۱۳۸۶ش.
۴۶٫ مقدسی شافعی، یوسف بن یحیی، عقدالدرر، قم، انتشارات مسجد جمکران.
۴۷٫ ملکیان، مصطفی، «بیست عامل عقب‌ماندگی ایرانیان»، پایگاه خبری آفتاب‌نیوز (www.aftabnews.com) 26 خرداد ۱۳۸۵٫
۴۸٫ نعمانی، محمد بن ابراهیم جعفر، الغیبه، ترجمه: محمدجواد غفاری، قم، انتشارات صدوق، ۱۳۷۶ش.
۴۹٫ هانتینگتون، ساموئل، نظریه برخورد تمدن‌ها و منتقدانش، ترجمه و ویرایش: مرتضی امیری، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‏المللی وزارت امور خارجه، چاپ دوم، ۱۳۷۵ش.
۵۰٫ جعفری، محمدتقی، «عدالت و کرامت انسانی نیروهای اصلی نگاهدارنده تمدن‌ها هستند»، جام، شماره ۲۷، تیر ۱۳۷۳ش.
۵۱٫ Sir Edward Taylor, Primitive culture :Researches into the Development of Mythology, philosophy, Religion, Language, Art and Custom, (London. John Murray Ltd) vol. 1, 1871.
52. Raymond Williams, Keywords London, Fontana, 1983.
53. Voir, Paul Robert, Peit Robert, Le Rebert, 1989.


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






برچسب‌ها:
یک شنبه 11 خرداد 1393برچسب:مهدویت, .::. 18:12 .::. منتظر ظهور .::.
درباره ما

به وبلاگ خودتون خوش آمدید. هدف بنده از ایجاد این وبلاگ تهمت های ناروایی است که به شیعیان امیر المومنین (ع) زده می شود. همچنین یکی دیگر از اهداف ایجاد وحدت بین اهل سنت و تشیع است و هیچ قصد توهینی به برادران اهل سنت ما وجود ندارد بلکه هدف اثبات مذهب تشیع در فضای حسن تفاهم است.
طراح قالب
ثامن تـــم